بهخاطر اينكه ريختهگري و قالبريزي در آن امكان نداشت به دشواري ساخته ميشد، هر قطعه را بايد بهصورت كامل بهوسيلهٴ چكشكاري ميساختند؛ شكل قطعات به خوبي محاسبه ميشد تا خوب به هر قسمت از بدن بچسبد و آن را محافظت كند.
با اينكه يافتههاي ويسبي بزرگترين مجموعهٴ زرههاي مستند را عرضه ميكند كه تاريخشان مسلماً قبل از سال 1362 است، ولي چند يافتهٴ ديگر هم از سدهٴ چهاردهم وجود دارد، كه آقاي گرانكسي فهرستشان را به من لطف كردهاند ( نامهٴ دوازدهم ژوئن 1941 از نيويورك).
1. زره بيرون آمده از خاك در خرابههاي قلعهٴ كوسناخ در كانتن شوايتس در سوييس، كه اينك در موزهٴ ملي سوييس در زوريخ نگهداري ميشود.
2. قلعهٴ تاننبرگ كه بهدست روپرشت فون در فالْتس و همدستانش در سال 1399 ويران شد.
كاوش در ويرانههاي آن كه در سال 1849 به فرمان مهيندوك هس صورت گرفت، موجب پيدا شدن اشياي زيادي گرديد؛ از جمله يك توپ برنجي؛ خزانهٴ پرباروت و سرب، گلولههاي بسيار بزرگ و سنگين توپ، تيرها و پيكانها، كلاهخود، شمشيرها و دشنهها، تبرزين، زوبين، چرخك مهميز، ركاب، لگام، تشتك، شانهپوش، يك جوشن آستيندار، سگك...اين اشيا اينك در موزهٴ هس در دارمشتات نگهداري ميشود.
3. زرهي از خرابههاي قلعهٴ آلت ـ تيتشاين در موراويا.
4. زرهي از قلعهٴ هلفنشتاين.
علاوه بر اينها، مجموعهٴ مهمي از زرهها از قلعهٴ خالكيس بهدست آمده كه در سال 1470 تركان از چنگ ونيزيان به در آوردند. زرهي كه در آنجا پيدا شده از اواسط سدهٴ چهاردهم تا حوالي سال 1470 است. بخشي از آن در موزهٴ متروپوليتن است.1 چارلز فولكس در مقالهاي آن را توصيف كرده است.
برخي زرههاي سدهٴ چهاردهم وجود دارد، كه هنوز در محيط قديمي خودش است: فتوحات ادوارد، شاهزادهٴ ويلز ((شاهزادهٴ سياه))، در كليساي جامع كانتربري. زرهي در قلعهٴ خوربورگ.
سپرهاي پيشقراولان در كليساي سنت اليزابت ماربورگ.
سِر گاي فرنسيس لِيكينگ عناصري از زره سدهٴ چهاردهم، به ويژه كلاهخودها را در كتابش دربارهٴ اسلحه و زره در اروپا آورده است.
بهعلاوه، اطلاعاتي دربارهٴ زره در سدهٴ چهاردهم را ميتوان از آثار تاريخي آن زمان بهدست آورد. تنها به دو اثر اشاره خواهم كرد كه با آنها آشنايي زيادي دارم و هر دو مربوط به قبل از نيمهٴ